محمد تقوى قزوينى
67
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )
[ سفرنامه مكه ميرزا محمود ، دو سال پيشتر و گزارشى از وضعيت همدان ] غرض ، وارد همدان شديم و شهر پرجمعيتى است . از قرارى كه استاد اجلّ خودم ، حاج ميرزا محمود در سفرنامه خودشان كه دو سال قبل مشرف به مكه شدند ، در آنجا تعداد نفوس همدان را تقريباً شصتهزار نفر مىنويسند ؛ ولى شهر قديمى است . بناهاى او تمام به طرز قديم است ، الا اينكه بناهاى جديدى كه بنا « 1 » مىكنند ، فى الجمله به طرز جديد مىماند ، ولى شهر كثيفى است و اغلب اشخاص او ، خصوص كسبه او انصاف ندارند ؛ همين كه فهميدند كه ايشان غريب است ، قيمت متاعها را از قاعده انصاف مىگذرانند . بارى ، ناهار خورده شد و فى الجمله هم خوابيديم . بعد از خواب رفتيم به حمّام كه نزديك منزل ناهار بود ، ولى حمّامِ بسيار بد و كثيفى است و خيلى كهنه ، به طرز حمّام دهات است . از قرار تقرير اهل حمام ، در پنجاه [ و ] پنج سال قبل ، ساخته از زير خاك برآمده . [ 7 ] بعد از حمام ، رفتم به سمت بازار ، قدرى گردش نمودم . [ بعد ] مراجعت به سمت منزل نموده ، بعد از صرف شام خوابيديم . صبح يوم يكشنبه ، هيجدهم ، از خواب برخاستيم . بعد از خوردن چايى ، به اتفاق آقاى اخوى رفتيم به بازار سراى ميرزا كاظم ، حجره حاج اسدالله تاجر . خود ايشان تشريف برده بودند به عتبات ؛ با رفيق ايشان آقا ميرزا عبدالله صحبت شد . به توسط ايشان قدرى وجه نقد داده شد ، برات بغداد از يهودىها گرفته شده ، مراجعت به منزل نموديم . رفقاى رشتى آمدند منزل ، به اتفاق سورچى كه از قزوين آمده بودند ، همان دستگاه او را كرايه كردند إلى قصر شيرين . عمل او را خاتمه داده ، كاغذى هم نوشته شد در بين ، ايشان تشريف بردند . بعد از صرف چايى و ناهار رفتيم بازار . بعد از مراجعت از بازار ، رفتيم منزل رشتىها بعد از خوردن چايى رجعت به
--> ( 1 ) . متن : بناء .